<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی رسانه‌های دیداری و شنیداری</title>
    <link>https://javm.iribuni.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی رسانه‌های دیداری و شنیداری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی انگاره های هنر قدسی و هنر اشراقی بر اساس آرای سید حسین نصر و سید مرتضی آوینی</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_242697.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های سید حسین نصر و سید مرتضی آوینی درباره هنر معنوی می‌پردازد. نصر، متفکر برجسته سنت‌گرایی، هنر اصیل را &amp;amp;laquo;قدسی&amp;amp;raquo; می‌داند که در جهان سنت معنا می‌یابد؛ در حالی‌که آوینی، متأثر از حکمت صدرایی، هنر ناب را &amp;amp;laquo;اشراقی&amp;amp;raquo; می‌خواند که بازتاب نور حقیقت و معنویت بر جان هنرمند است. هدف این مقاله، تحلیل وجوه اشتراک و افتراق این دو نگرش معنوی به هنر است.مطالعه با رویکرد کیفی، روش توصیفی ـ تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای ـ اسنادی انجام شده است. در این راستا، مفاهیم بنیادین هنر سنتی و قدسی در اندیشه نصر و عناصر کلیدی هنر اشراقی در منظومه فکری آوینی تبیین شده‌اند.یافته‌ها نشان می‌دهد که هنر قدسی نزد نصر، تجلی امر متعالی در قالب نمادهایی از عالم بالا است که واسطه‌ای برای ارتباط انسان با حقیقت الهی محسوب می‌شود. این هنر در محتوا، فرم و سبک باید بازتاب اصول ازلی زیبایی و هماهنگی کیهانی باشد. در مقابل، هنر اشراقی از دیدگاه آوینی، نگاهی الهی به واقعیت دارد که حتی در تلخی‌ها نیز سویه معنوی را آشکار می‌سازد و بیشتر بر بازنمایی حقایق دینی تمرکز دارد.نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که هرچند هر دو اندیشمند بر سبک معنوی هنر تأکید دارند، نصر بر جنبه تاریخی و نمادین هنر قدسی تأکید می‌کند، در حالی‌که آوینی بر اشراق درونی هنرمند و امکان دستیابی فردی به آن تأکید دارد. هنر اشراقی آوینی ظرفیت گسترده‌تری برای بیان معنویت در سطوح فردی، اجتماعی و فرامرزی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوواره مطلوب فیلم مستند در زمینه مصرف آب</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_242696.html</link>
      <description>چکیدهپژوهش حاضر، تلاشی در زمینه ارائه الگوواره مطلوب تولید فیلم‌های مستند در زمینه مصرف آب است. سازمان صداوسیما طی چند دهه گذشته در راستای فرهنگ‌سازی فیلم‌های مستند بسیاری پیرامون بحران آب تولید کرده است شناخت نحوه پرداخت به بحران و فرهنگ مصرف آب در این مستندها امری ضروری است تا نقاط قوت‌ و ضعف‌ آنها شناسایی شود، بنابراین برای دستیابی به این هدف از روش‌های مصاحبه عمیق و تحلیل محتوای کیفی که درواقع گونه‌هایی از روش‌های کیفی پژوهش در علوم اجتماعی و ارتباطات هستند، استفاده شده و با بررسی نظرات کارشناسان رسانه و محیط‌زیست، شاخصه‌های مطلوب پرداخت و مشکلات حوزه آب استخراج شده است. در نهایت با مقایسه موضوعات استخراج شده، با مقولات پرداخته‌شده در فیلم‌های مستند، به ارائه الگواره محتوایی مطلوب پرداخته‌ایم. برای این منظور با 13 کارشناس مصاحبه انجام گرفته و 10 مستند هم از دو بازه زمانی مختلف (دهه‌های 60 و90) مورد بررسی قرارگرفته است. نتیجه این تحقیق نشان داد برای موفقیت در پرداخت به بحران مصرف آب در فیلم‌های مستند باید از یک الگوواره سه مرحله‌ای که به ترتیب عبارت است از: مرحله اول؛ آگاهی بخش، پیشگیرانه و پیش بینی کننده، مرحله دوم؛ آموزشی و مقابله‌ای، درگیر کردن افکار و مرحله سوم؛ بسیج کننده، افشاگرانه، سرعت و فوریت پیروی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فمینیسم در انیمیشن های پیکسار: مورد مطالعه انیمیشن های &amp;laquo;قرمز شدن&amp;raquo; و &amp;laquo;عنصری&amp;raquo;</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_245502.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل سویه‌های فمینیستی در انیمیشن‌های متأخر شرکت پیکسار، به بررسی محتوای دو انیمیشن &amp;amp;laquo;قرمز شدن&amp;amp;raquo; (۲۰۲۲) و &amp;amp;laquo;عنصری&amp;amp;raquo; (۲۰۲۳) می‌پردازد. با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی، مضامین آثار شناسایی و تفسیر شده‌اند. چارچوب نظری پژوهش، نظریه‌های جامعه‌پذیری و یادگیری اجتماعی به‌ویژه دیدگاه باندورا، و نیز نحله‌های مختلف فمینیسم به‌ویژه فمینیسم موج سوم و پست‌مدرن است.یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو انیمیشن مورد مطالعه، واجد الگوهای معناداری از بازنمایی هویت زنانه‌اند؛ از جمله: تابوشکنی در بازنمایی قاعدگی، جابه‌جایی نقش‌های سنتی زن و مرد، نقد کلیشه &amp;amp;laquo;دختر خوب&amp;amp;raquo;، تأکید بر استقلال فردی و اقتصادی زنان، و ترسیم رابطه زن و مرد به‌مثابه دو عنصر مکمل. همچنین عناصر بصری، روایت‌پردازی و شخصیت‌سازی این آثار، در خدمت ترویج گفتمان فمینیستی به‌ویژه در قالب زن سوژه‌مند، خودآیین و چندوجهی قرار گرفته‌اند.طبق نظریات پشتیبان پژوهش، انیمیشن‌های یادشده فراتر از کارکرد سرگرمی، نقشی مهم در فرایند جامعه‌پذیری جنسیتی کودکان و نوجوانان از طریق یادگیری اجتماعی ایفا کرده و می‌توانند به‌واسطه الگوسازی‌های جدید، نگرش مخاطبان نسبت به جنسیت و روابط انسانی را مطابق رویکردهای فمینیستی بازتعریف نمایند. از این رو، مطالعه انتقادی محتوای انیمیشن‌ها به منظور جلوگیری از تاثیرگذاری سوء آن‌ها، به‌ویژه در بافت فرهنگ اسلامی-ایرانی، ضرورتی راهبردی در سیاست‌گذاری تربیتی و رسانه‌ای محسوب می‌شود و حتی در مسیر تربیتی والدین نیز مفید خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عملیات رسانه‌ای آینده محور و تاثیر آن بر امنیت ملی و گفتمان هویتی در عرصه دیپلماسی بین‌الملل</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_245504.html</link>
      <description>در نظام بین‌الملل معاصر، قدرت به‌تدریج از فضاهای فیزیکی به سپهر اطلاعاتی منتقل شده است و عملیات رسانه‌ای، با همراهی فناوری‌های نوظهوری چون هوش مصنوعی مولد و دیپ‌فیک،به یکی از محورهای اصلی رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل گشته است. این تحولات، ابعاد جدیدی از امنیت ملی (شناختی و معرفتی) و گفتمان هویتی را به‌چالش کشیده‌اند. با این حال، ادبیات موجود فاقد چارچوبی سیستمی و آینده‌نگر برای تحلیل ارتباط علّی میان این سازه‌هاست. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، در پی ترسیم نقشه‌ای از آینده‌های بدیل عملیات رسانه‌ای و پیامدهای سیستمی آن بر سه‌گانهٔ امنیت ملی، گفتمان هویتی و دیپلماسی بین‌الملل است. با بهره‌گیری از رویکردی کیفی-آینده‌پژوهانه، از روش ترکیبی دلفی (با مشارکت ۳۰ خبره در سه حوزهٔ رسانه، امنیت و روابط بین‌الملل) و برنامه‌ریزی مبتنی بر سناریو استفاده شد. یافته‌ها حاکی از آن است که دو عدم قطعیت بحرانی &amp;amp;laquo;رویکرد به حکمرانی فضای اطلاعاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ماهیت اکوسیستم رقابت رسانه‌ای&amp;amp;raquo;، محورهای اصلی شکل‌دهندهٔ آینده‌های محتمل هستند. از تقاطع این دو محور، چهار سناریوی متمایز استخراج گردید: &amp;amp;laquo;الگوریتم‌ها به‌عنوان قدرت نهفته&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رقابت ژئوپلیتیک در فضای اطلاعاتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دکترین دفاع شناختی فعال&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اکوسیستم رسانه‌ای تاب‌آور&amp;amp;raquo;. تحلیل این سناریوها نشان می‌دهد که محتمل‌ترین آینده، ترکیبی از تنش‌های ژئوپلیتیک و هژمونی الگوریتمی خواهد بود، درحالی‌که تنها در سناریوی تاب‌آور است که امنیت ملی، گفتمان هویتی و توان دیپلماتیک به‌صورت هم‌افزا تقویت می‌شوند. این پژوهش با بازتعریف مفاهیمی چون امنیت شناختی و قدرت تیز در بستر آینده‌پژوهی، چارچوبی نظری برای مطالعات آتی در تقاطع رسانه، امنیت و هویت فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرصتهای قابل بهره‌برداری توسط شبکه سحر آذری برای تحقق اهداف دیپلماسی رسانه‌ای ایران در جمهوری آذربایجان</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_245907.html</link>
      <description>دیپلماسی رسانه‌ای به معنی نقش‌آفرینی رسانه‌ها در ترسیم چهره‌ای مطلوب از یک کشور نزد مردم و افکار عمومی سایر کشورها و بهره‌گیری از قدرت تصمیم‌ساز مردم کشورهای هدف دیپلماسی رسانه‌ای در شکل‌دهی به سیاست‌های داخلی و خارجی آن کشورهاست. بر این اساس، هدف اصلی این تحقیق شناسایی فرصت‌های پیش روی شبکه برون‌مرزی سحر آذری برای نیل به اثربخشی در جذب افکار عمومی جمهوری آذربایجان به سوی جمهوری اسلامی ایران است تا شاهد افزایش همگرایی دو کشور همسایه و تأمین منافع مشترک شویم. برای این منظور روش تحقیق زمینه‌ای مورد استفاده واقع شده است تا از این طریق به شناخت و تبیین فرصت‌های قابل بهره‌برداری توسط شبکه سحر آذری برای تحقق اهداف دیپلماسی رسانه‌ای ایران در جمهوری آذربایجان نائل آییم. در این تحقیق تکنیک مصاحبه عمیق با کارشناسان و صاحب‌نظران برای گردآوری داده‌های مورد نیاز در فرایند تحقیق استفاده شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که اشتراکات مذهبی مردمان ایران و جمهوری آذربایجان، ظرفیت‌ها و اشتراکات فرهنگی و تاریخی، اشتراکات جغرافیایی، ظرفیت‌های انتفاع اقتصادی دو کشور و ظرفیت‌های سیاسی مهم‌ترین فرصت‌های قابل بهره‌برداری توسط شبکه سحر آذری برای همگرا ساختن افکار عمومی جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی بیگانه در پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیونی بعد از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://javm.iribuni.ac.ir/article_245908.html</link>
      <description>با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی، رسانه‌های کشور، متناسب با نوع، ظرفیت و مخاطب خود، موضوعات گوناگونی را دستمایه تولید محصولات فرهنگی خود قرار داده‌اند. سازمان صداوسیما نیز به عنوان مهم‌ترین رسانة جمعی کشور، از این امر مستثنی نبوده و در بازة زمانی بعد از انقلاب اسلامی، پرداخت به موضوعات مختلف، در ژانرها و ساختارهای گوناگون را در دستور کار خود قرار داده است.هدف اصلی این پژوهش بررسی و شناسایی نحوه بازنمایی بیگانه در سریال‌های پربیننده ایرانی در چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی (1399-1360) است. برای اینکار چهار سریال &amp;amp;laquo;امیرکبیر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کیف انگلیسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدار صفر درجه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کلاه پهلوی&amp;amp;raquo; انتخاب شدند و سپس برای تحلیل سریال‌ها از روش تحلیل کیفی نشانه‌شناسی سلبی و کاودری استفاده شد. نتایچ اصلی پژوهش نشان می‌دهد: 1) حضور انگلیسی‌ها، عمدتاً در قامت سیاستمدار، در هر چهار سریال به تصویر کشیده شده است، تا از این طریق بار دیگر بر صفت &amp;amp;laquo;استعمار پیر&amp;amp;raquo; انگلیس تاکید شود. 2) در بازنمایی‌ها سه دسته بیگانه کانون توجه سازندگان سریال‌ها بوده است: دشمن، دوست و بی‌طرف. 3) تمرکز بر بیگانگان غربی چون آلمان، فرانسه، انگلیس، روسیه و آمریکا بوده و هیچ اثری از بیگانگان شرقی دیده نمی‌شود. 4) برخی از صفات و کلیشه‌های اصلی بازنمایی شده از بیگانه عبارتند از: جسور، قوی، خوش‌بیان، مسئولیت‌پذیر، چابک، متفکّر، منجی، با هوش، مقتدر، صبور، با صلابت، استعمارگر، فرادست، استثمارگر، سلطه‌گر، زورگو، ستمگر، مستبد، فمینیست، شرور و منفعت‌طلب.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
